تبلیغات

جوک

جوک - پ ن پ
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
لینک باکس هوشمند
هواپیما تو قلب آسمون موتورش آتیش گرفته، خلبان گفته داریم سقوط میکنیم.میکه یعنی سقوط کنیم زندگیمون تموم میشه؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ می یفتیم تو یه جزیره و سریال لاست رو میسازیم پـَـــ نــه پـَـــ هواپیم

زنگ زدم مامانم میگم مامان بیا منو گرفتن میگه گشت ارشاد؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ سازمان نخبگان ایران ُِّْ پـَـــ نــه پـَـــ پ ن پ

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟ سرخ پوسته گفت : پـَـــ نــه پـَـــ ژاپونه، ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!

از در حیاط اومدم تو رفیقم از بالا پشت بوم یه سطل آب ریخته رو سرم…. نگاش می‌کنم، میگه : خیس شدی؟؟؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ واتر پرووفم

رفتم دم مغازه به فروشنده می گم قرص پشه داری؟ می گه واسه کشتنش می خوای؟ پـَـــ نــه پـَـــ برای سردردش می خوام!

دختره اومده واسه استخدام ، میگم خانم این فرم رو بگیر . میگه : پرش کنم ؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ روزی ۳ دفعه تو آب حل کن بخورش ، شاید بختت وا بشه

تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟ می گم: پـَـــ نــه پـَـــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن


رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟! میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـــ نــه پـَـــ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!

با گل رفتم بیمارستان نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین گفتم : پـَـــ نــه پـَـــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات…

دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!

بهش میگم دوباره اقتدارمو كسب كردم میگه تو بخش فعال ها؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ تو امپراطوری چین

لیلی به مجنون گفت : همه این کارا رو می کنی برا من ؟ مجنون : پـَـــ نــه پـَـــ من عاشق آنجلینا جولی ام ، تو حریف تمرینی هستی...!

بابام برام پرشیا خریده.دختره همسایمون میگه می خوای سوارش شی؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ می خوام بهش نخ ببندم با خودم بکشمش.

.ازم میپرسه تو پروفایلت اطلاعات خودتو گذاشتی؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اطلاعات بابا بزرگمو گذاشتم یه زن خوشگل براش گیر بیارم

رفتم مغازه بقالی چند تا خرت و پرت برداشتم گذاشتم رو میز فروشنده میگه همین؟ پـَـــ نــه پـَـــ همه غیر از این!!!


شاهکار ادبی غضنفر: شب بود و خورشید به روشنی می درخشید، پیرمردی جوان، یكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود پـَـــ نــه پـَـــ همگی خدا حافظ تا روزی دیگر کوچیک شماMJA



ن : كاوه
ت : چهارشنبه 5 بهمن 1390

جوک