تبلیغات

جوک

جوک - جوک جدید
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
لینک باکس هوشمند

وزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه و همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها کنه
خلاصه همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟
غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....
همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!
غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم ... تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟
خلاصه غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..
این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
+
+
+
+


حال ترجمه از زبان همسرش

خط اول :حالت چه طوره زن ؟
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟
خط سوم : مادرت چه طوره ؟
خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!
خط پنجم : فقط برگردم خونه....
خط ششم : می کشمت
خط هفتم :غضنفر از آلمان...

غضنفر به قل مراد میگه : هیشکی ولخرج تر از زن من نیست !

همیشه از من پول می خواد !

قل مراد : با این همه پول چه کار می کنه ؟

غضنفر : مطمئنم کاری نمی کنه…!

آخه هیچ وقت بهش پول نمیدم!

 

غضنفر کنکور داشته میره سر جلسه

سوالها رو که پخش می کنند

اول یک پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالا خیره میشه !

بعد یک بیست پنج تومنی از جیبش درمیاره

شروع می کنه تند تند شیر یا خط کردن و پاسخ برگه رو پر کردن…

بعد 40-50 دقیقه مراقب می بینه غضنفر خیس عرق شده !

هی داره یک سکه رو میندازه بالا …

میره جلو می پرسه : داری چیکار میکنی ؟

میگه : همه سوالا رو جواب دادم ، دارم جوابامو چک میکنم !!!

 

پدر غضنفر رو می برن اتاق عمل

غضنفر پشت در اتاق عمل ایستاده بود

پرستار صدا می زنه : همراه مریض … همراه مریض !

غضنفر میگه : …. 093535  !!!

 

غضنفر رو برق می گیره هر کاری می کنه

نمی تونه خودشو رها کنه

اونم سیم برق رو محکم می گیره

میگه ولم کن تا ولت کنم !!!

 

به غضنفر میگن سفر حج چطور بود ؟

میگه عالی ، خیابوناش تمیز ، برجاش بلند

ماشینا همه آخرین مدل ، یه جای دیدنی هم داشت

که خیلی شلوغ بود من نرفتم !!!


حوا وقتی زن آدم شد 5 تا شانس آورد :

1- مادر شوهر نداشت

2- خواهر شوهر نداشت

3- هوو نداشت

4- جاری نداشت

5- شوهرش آدم بود !!!


قل مراد میگه عجیبه! میگن چی عجیبه؟ میگه 100000 تا تماشاگر ،

22 تا بازیکن ،3 تا داور! میگن این کجاش عجیبه؟

میگه گنجیشکه همرو ول کرده سر من کار خرابی کرده !

 

یــارو داخل آسانسور میشه ،می‌بینه روش نوشته " ظرفیت هشت نفر "

با بی تحملی میگه : حالا کی حوصله داره منتظر اون هفت نفر دیگه وایسه .

 
 یارو سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یک مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از طرف میپرسه: شما چی؟ یارو میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم باز میکنیم میخوریم!

 

خشایار و بهروز خالی بند را میبرن جهنم ، اما وسط راه میگن به شما یه آوانس میدیم!
میگن چیه؟ میگن اینجا ۲ نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها یکی جهنم خارجی ها!
میپرسن فرقش چیه؟ میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز!!!
خلاصه خشایار میگه من میرم تو جهنم خارجیا و بهروز هم میاد تو جهنم ایرانیا …..
یه چند ماهه بعد خشایار میبینه خیلی ناجوره اینجا میگه بیچاره بهروز خالی بند که هر روز قیر میخوره! خلاصه میره میبینه بهروز با رفیقاش نشستن دارن حال میکنن و چاخان خبری هم از قیر داغ نیست، خشایاره میگه جریان چیه؟ میگن بابا اینجا آخه جهنم ایرانی هاست یک روز قیرش نیست! یک روز قیرش هست قیفش نیست! یه روز دو تاش هست یارو نمی یاد سر کار !!!

 قانون پایستگی واحد :



واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند



بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !

 

.

.حیف نون بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش:



اگه بخاطر یارانه ها نبود تا الان میکشتمت !

.

یه روز به غضنفر میگن شما در روز چقدر نون می خورین ؟

میگه : صبح دوتا لواش

ظهر یه تافتون

بعد از ظهر چهارتا سنگک

شب هم سه‌تا باگت !

به غضنفر میگن پس نون بربری چی ؟

میگه پس فکر کردی اینا رو لای چی میذاریم می خوریم ؟

 

از غضنفر می پرسن شما چرا معلم شدی ؟

میگه من به سه دلیل این شغل رو انتخاب کردم :

تیر  مرداد  شهریور !

 

 

شعار بزرگ ژاپنیها:

 

 

اگر یک نفر می تواند کاری را انجام دهد,

 

 

تو هم می توانی آن را انجام دهی.

 

 

اگر هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد,تو باید آن را انجام دهی.

 

 

نسخه ایرنی این شعار:

 

 

اگر کسی می تواند کاری را انجام دهد, اجازه بده آن را انجام دهد.

 

 

اگر کسی نمی تواند کاری را انجام دهد,

 

 

چرا ما وقتمان را برای آن تلف کنیم؟!

.
.
این اس ام اس نیست !

 

 

کی میگه جنس مردا خرابه ؟

 

 

زن با عصبانیت پای تلفن : “این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!”

 

 

مرد : “عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته

 

 

که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم

 

 

اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما

 

 

این انگشتر مال تو میشه عزیزم…؟! “

 

 

زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : ” بله عشقم…”

 

 

مرد : “من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم!”


ز یک دکتر می پرسن خط وسط قرص برای چیه ؟

میگه : که اگر قرص با آب پایین نرفت با پیچ گوشتی پایین کنند !!!

 

شاهکار ادبیات : شب بود

و خورشید به روشنی می درخشید

پیرمردی جوان ، یکه و تنها با خانواده اش

در سکوت گوش خراش شب قدم زنان نشسته بود !!!

 






ن : كاوه
ت : پنجشنبه 29 دی 1390

جوک